حیوانات موذی
هفته پيش يكي از عزيزان آمد و خبرنگاران را به حيوانات موذي تشبيه كرد. پس از آن مطالب زيادي در مورد حيوانات موذي در روزنامه نوشته شد. من نيز خواستم در مورد حيوانات موذي مطلب بنويسم، ديدم اگر در مورد حيوانات موذي چيزي بنويسم امكان دارد جو متشنج شود، پس در مورد حيوانات موذي چيزي ننوشتم و سكوت اختيار كردم.
از طرفي دوستان هم هي به من ميگفتند پس كي ميخواهي در مورد حيوانات موذي مطلب بنويسي؟ من هم ميگفتم بر فرض كه من در مورد حيوانات موذي مطلب نوشتم و آن عدهاي كه ما را به حيوانات موذي تشبيه كرده بودند ناراحت شدند و آمدند به من پيفپافي، حشرهكشي چيزي زدند، تكليف چيست؟ آن وقت شما خوشتان ميآيد بيمرد نمكي شويد؟ آنها هم گفتند، نه. روزها گذشت و مطالبي كه در مورد حيوانات موذي در روزنامهها و وبسايتها نوشته ميشد زياد شد و من همچنان در مورد حيوانات موذي مطلبي ننوشتم تا اينكه پريروز همان كسي كه خبرنگاران را به حيوانات موذي تشبيه كرده بود به كار اشتباه خود (يعني تشبيه كردن خبرنگاران به حيوانات موذي) اعتراف كرد و از خبرنگاران استان عذرخواهي كرد و گفت كه ميخواسته بگويد مگس كه يك دفعه هل شده و گفته حيوانات موذي (عجب دليل قانعكنندهاي) و بدينوسيله همه چيز تمام شد و معاون استاندار به خير و ما را به سلامت. ما هم كه ديديم مانند پايانسريالهاي ايراني همه چيز دارد به خوبي و خوشي تمام ميشود، گفتيم كه تا اينجا در مورد حيوانات موذي چيزي ننوشتهايم، حالا هم كه همه چيز به خوبي و خوشي تمام شد، پس در مورد حيوانات موذي چيزي ننويسيم بهتر است. بدينوسيله از خوانندگان عزيز به خاطر ننوشتن مطلب در مورد حيوانات موذي، طي اين هفته خصوصاً نپرداختن به موضوع حيوانات موذي در اين مطلب! عذرخواهي ميكنم.
فيلترينگ و تاريخچه آن
از آنجايي كه تشخيص خوب از بد كار بسيار مشكلي براي عامه مردم (يا عوام) ميباشد هميشه عدهاي خاص (يا خواص) وجود دارند كه قوه تشخيصشان بسيار بالاست و در تشخيص خوب از بد تخصص دارند. اين عده خاص بدها را از خوبها جدا كرده و دسترسي به بدها را ناممكن ميكنند. به اين عمل خوب و انساني در اصطلاح فيلترينگ ميگويند.
دانشگاه
دانشگاه: پشت بزرگترين سد دنيا قرار دارد. قديميها ميگفتند دانشگاه مانند قيف وارونه است كه طرف ورودي آن باريك و طرف خروجي آن گشاد است. ولي امروز با طرح پذيرش فلهاي دانشجو، طرف باريك قيف از طرف گشاد آن، گشادتر شده است.
دانشجو: يك زماني اين كلمه براي خود كلي پرستيژ و كلاس داشت ولي امروزه تقريباً همه دانشجو شدهاند و اعتبار اوليه آن از بين رفته است.
غذاي دانشگاه: تنها كاربرد آن پر كردن معده دانشجويان و رفع گرسنگي آنان است و پس از نوشجان كردن آن، معده دچار يك سري فعل و انفعالات شيميايي و فيزيكي ميشود كه البته كمكم به آن عادت ميكنيد.
شهر من را لايق من كرد و رفت
نامه محرمانه
مرد نمكي
از: مرد نمكي
به: عضو مستعفي شوراي شهر
هنوز شعارهاي زمان انتخابات شما يادم نرفته است. يادت است كه در يكي از پوسترهايت نوشته بودي شهر من لايق تو نيست تلاش خواهم كرد يا در يكي ديگر زنجان را به روستا تشبيه كرده بودي و زير عكست نوشته بودي همت كنيم شهرش كنيم. ولي خداييش عجب سرعت عملي داري كه توانستي در اين مدت كم به تمام شعارهايت جامه عمل بپوشاني، بابا ايول خوشمان آمد، واقعاً كه مرد عملي.
اشاره: چند روزي است كه پيادهروهاي تازه نصب شده خيابان سعدي (حد فاصل ميدان انقلاب و چهارراه سعدي) را حفاري كردهاند، بدين منظور سراغ مسئول اين پروژه رفتهايم. مصاحبه زير را بخوانيد:
كمي ميشود در مورد تاريخچه حفاري پيادهرو براي خوانندگان روزنامه توضيح دهيد؟
براساس شواهد موجود 1000 سال قبل از ميلاد مسيح، زنجانيها قبل از يونانيها به تكنولوژي كندن پيادهرو دست يافتند و اين عمل نيز قانون هنر نزد ايرانيان خصوصاً زنجانيان است و بس را اثبات ميكند.
البته اين يك نمونه از هنر شهرسازي ماست كه متأسفانه به دليل عدم اطلاعرساني، كسي از اين موضوع در سطح دنيا اطلاعي ندارد و همه فكر ميكنند يونانيها مبتكر اين كار بودهاند.
فرهنگستان(1)
سفرهاي درون شهري
اتوبوس: خودروي جمعي بزرگي كه با گرفتن شخصيتهاي مسافران! آنها را در سطح شهر جابهجا ميكند. يكي از دلايل لاغر بودن زنجانيها هم شلوغ بودن اتوبوسها اعلام شده است. براساس برخي روايات اتوبوس جد پدري مينيبوس است.
40 سال بعد
به نظر شما اخبار 40 سال بعد روزنامه چه چيزهايي خواهد بود؟ نميدانيد؟ ميخواهيد بدانيد؟ نمونهاي از اين اخبار را ميتوانيد بخوانيد:
ـ حسين شعباني بار ديگر بر عضويت خود در شوراي شهرستان زنجان تأكيد كرد. وي عصر ديروز با ارسال نامهاي با مهر و سربرگ شوراي شهرستان به دفتر روزنامه، خود را همچنان يكي از اعضاي شورا دانست. رئيس 41 سال پيش شوراي شهرستان زنجان در بخشي از اين نامه آورده است: ”اينجانب همچنان يكي از اعضاي شورا ميباشم ولي عدهاي معلومالحال و مجهولالهويه! با ارائه گزارش چندين جلسه غيبت غيرواقعي براي اينجانب، مرا به صورت غيرقانوني از شورا عزل كردند، ولي باتوجه به كهولت سن، حال پيگيري اين موضوع را نداشته و تمام سعي خود را در اين آخر عمري صرف پرورش نوهها و نتيجههاي خود خواهم كرد“.
تفاوت خبرنگار با عزرائيل
در مطلب قبلي خوانديد كه يكي از مديران استان در تعريف جديدي از خبرنگار، آن را به عزرائيل تشبيه كرده بود. ولي خدمت مدير محترم عرض كنم كه خبرنگار و عزرائيل بنا به دلايل زيرا اصلاً به هم شبيه نيستند و كلي باهم فرق دارند. البته منظور از مدير در جملههاي زير همان مديري است كه خبرنگار را به عزرائيل تشبيه كرده است. بنابراين خواهشمند است مديران ديگر دچار سوء تفاهم نشوند.