الان حدود 80 روز است که چیزی ننوشته ام،نه اینکه نخواهم چیزی بنویسم،نه،راستش را بخواهید یک روز قلم بود کاغذ نبود،یک روز کاغذ بود قلم نبود،یک روز هر دو بود حسش نبود،یک روز حسش بود آندو نبودند،یکروز هر سه بودند اینترنت نبود،یک روز هم اینترنت بود آن سه نبودند،بعضی وقتها هم همه بودند و من نبودم!!!!
آنقدر چیزی ننوشتیم که کم مانده بود طبع شوخ طبعیمان از حالت «طنزیم!» خارج شود و فاجعه ملی رخ دهد! که در پی دعای خیر مردم همیشه در صحنه و به همت جمعی از بزرگان طنز پردازی ایران ،نمک کافی به خون اینجانب تزریق شد(خودش هم ید دار) و هم اکنون نیز در یکی از دارالمجانین های مجهز پایتخت در حال معالجات تکمیلی می باشم.
تا بعد،زت زیاد
coming sooooon