ا
بيماري پدر بزرگ، عابربانك و باقي قضايا
بعد از افطار نشستهايد و داريد با خانواده سريال تماشا ميكنيد. ناگهان حال پدربزرگتان خراب ميشود. پدرتان در خانه نيست و شما فعلاً مرد اول خانهايد. به 115 زنگ ميزنيد، آمبولانس ميآيد و پدربزرگتان را سوار آمبولانس ميكنيد در بين راه سهميه بنزين آمبولانس تمام ميشود و شما را پياده ميكند. سوار يك تاكسي ميشويد و پدربزرگتان را به بيمارستان ميرسانيد، پدربزرگتان را بستري ميكنند ولي يكي از داروها در داروخانه بيمارستان وجود ندارد و شما حتماً بايد اين دارو را از داروخانههاي سطح شهر تهيه كنيد.